تبليغاتX
گلبرگ
 

بدرود درويش!

من يوسفم پدر
پدر!برادرانم دوستم نمي‌دارند
پدر!مرا همراه خود نمي‌خواهند
آزارم مي‌دهند
با سنگريزه و سخنم مي‌رانند
مي‌خواهند كه من بميرم تا به مدحم بنشينند
آنان در خانه‌ات را به رويم بستند
از كشتزارم بيرون كردند...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط شقایق فریمان در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت


تقديم به آناني كه خداوند به قلمشان قسم خورد

هم سطر هم سپید

 صبح است
گنجشک محض می خواند
پاییز روی وحدت دیوار
 اوراق می شود
 رفتار آفتاب مفرح حجم فساد را
از خواب می پراند
یک سیب درفرصت مشبک زنبیل می پوسد
حسی شبیه غربت اشیا
از روی پلک می گذرد
 بین درخت و ثانیه سبز
تکرار لاجورد با حسرت کلام می آمیزد
اما ای حرمت سپیدی کاغذ
نبض حروف ما
 در غیبت مرکب مشاق می زند
در ذهن حال جاذبه شکل از دست می رود
 باید کتاب رابست
باید بلند شد
 درامتداد وقت قدم زد
گل را نگاه کرد
ابهام را شنید
باید دوید تا ته بودن
باید به بوی خک فنا رفت
 باید به ملتقای درخت و خدا رسید
باید نشست
نزدیک انبساط جایی میان بیخودی و کشف

سهراب سپهری


 

نوشته شده توسط شقایق فریمان در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 19:43 موضوع | لینک ثابت


سينماگري با قافيه هايش

گروهي از فيلم‌سازان معتقدند كه فيلم در مرحله سناريو و دكوپاژ، تمام و كمال شده و طي مراحل فيلمبرداري فقط نوعي بازنگاريست. «ديويد لين» را مي‌توان جزو اين گروه دانست. او به كمك ديگران، مدت زمان زيادي را به نوشتن و دكوپاژ سناريو مي‌گذراند، فكرهاي مختلف مقايسه شده، درباره آنها بحث‌هاي طولاني درمي‌گيرد و بالاخره نتيجه بر روي كاغذ ثبت مي‌شود. مرحله بعدي (فيلمبرداري) از اين نوع تصميم‌گيري‌ها به دور است و حال فقط بايد به اين فكر بود كه چطور و با چه امكاناتي، درست و عيناً مو به مو سناريو را بر روي فيلم خام منتقل ساخت. اين از مشخصه‌هاي اصلي «لين» است كه حتي كمترين بخشش و چشم‌پوشي از اصل سناريو برايش غيرممكن است. او به هيچ عنوان حاضر نيست زير بار زورگويي‌هاي عوامل فني و محيطي برود. اين اعمال و عقايد براي خود بسيار محترم و با ارزش‌اند، اما بايد بدانيم كه گروهي ديگر از فيلمسازان از جمله آنتونيوني عقيده‌اي ديگر دارند. اين عقيده را مي‌توان مستقيماً از حرف‌هاي وي درك نمود:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط شقایق فریمان در جمعه چهارم مرداد 1387 ساعت 13:51 موضوع | لینک ثابت


این سفر عشق منه!

 

 

ما چون دو دریچه ، رو به روی هم
 آگاه ز هر بگو مگوی هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
 هر روز قرار روز آینده
 عمر اینه ی بهشت ، اما ... آه
 بیش از شب و روز تیره و دی کوتاه
 کنون دل من شکسته و خسته ست
 زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
 نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد
 نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد


 

نوشته شده توسط شقایق فریمان در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 17:25 موضوع | لینک ثابت


تحمل تا پايان راه!

 

فیلم سینمایی "زن‌ها فرشته‌اند" ساخته شهرام شاه‌حسینی که بر اکران سینماهاست از همه عوامل جذابیت‌زا برای در اختیار گرفتن گیشه بهره برده، اما در بطن خود فاقد وجهه‌ای قابل دفاع است.
شاه‌حسینی در جدیدترین فیلمش تلاش کرده از همه فرمول‌های نوشته و نانوشته موفقیت در گیشه بهره ببرد تا به زعم خود اثری موفق در همه وجوه ساخته باشد غافل از اینکه فیلم "زن‌ها ..." در مهمترین وجه لنگ می‌زند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط شقایق فریمان در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 17:46 موضوع | لینک ثابت


كمديني كه شبيه خودش بود

 

يکشنبه دوم ارديبهشت ماه [20 آوريل] صد و پانزدهمين سالگرد تولد هارولد لويد کمدين برجسته سينماي کلاسيک بود‏‎.‎‏ ‏مردي که در کنار چاپلين و باسترکيتون يکي از برجستهترين کمدينهاي سينما صامت محسوب ميشود و نزديک به ‏‏200 فيلم در کارنامه خود دارد. ..

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط شقایق فریمان در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 ساعت 20:39 موضوع | لینک ثابت


سلام بر همه


 

نوشته شده توسط شقایق فریمان در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت 19:46 موضوع | لینک ثابت